تبليغاتX
لبخند سفید
لبخند سفید

لبخندهاي سفيد/انگار كسي شبيه خودم مرده است...


اندوهگین درخت تنومندش بود

که پا بر جای

مانده؛

برگ کوچکی 

که با جوی باران رفت...

یکشنبه دهم بهمن 1389 توسط طاهره قصدی |

درخت های شهریور

پای بند زمین

با شاخه های گشوده؛

به قامت من ایستاده اند,

درخت های شهریور؛

خاطره های زردشان را

گریه می کنند,

از کنارشان که می گذری...

دوشنبه پنجم مهر 1389 توسط طاهره قصدی |

آینه

پشت می کنم به آینه

هر بار که رد می شوم

کافی است تنها یکبار بگوید:

" هی!

برگرد...."

پشت می کند به من

دور می شود....

یکشنبه بیست و هفتم تیر 1389 توسط طاهره قصدی |

شعری برای زندگی


زیاد جدی ات گرفته ام؛


شاید

همان سه بچه گربه ای بودی

که از این خانه رفتند...


شنبه پنجم تیر 1389 توسط طاهره قصدی |

ازکودکی هایم آنقدر زود گذشتم

که فرصت نشد

برای انحنای هیچ سرسره ای

که دلم را می لرزاند 

شعری بگویم...

چهارشنبه یازدهم فروردین 1389 توسط طاهره قصدی |



شعرها و دلنوشته هاي من


















































t_ghasdi@yahoo.com

شعرهاي خودم
شعرها و مطالب ديگر
دل نوشته ها
يه چيزايي از همه جا

قالب وبلاگ

RSS 2.0

Design By Parstheme