تبليغاتX
لبخند سفید
لبخند سفید

لبخندهاي سفيد/انگار كسي شبيه خودم مرده است...


سرد-گرم

بیرون برف می بارد و

چراغ کلبه تو روشن

گرگهای نزدیک چشم میدرانند و

دورترها زوزه می کشند

به پناه تو می آیم

سلامت کند است و

کوران چشمهایت تا فرسنگ ها می وزد

سردم می شود

سلام مرگ گرم من

دراستقبال تیز دندانها....

چهارشنبه دهم تیر 1388 توسط قصدي |

همدلی

 

الا گر دست می گیری بیا کز سر گذشت آبم

به همدلیتان میخوانم

همدلی

دوشنبه هجدهم خرداد 1388 توسط قصدي |

شبیه

کتابخانه ات را آتش بزن

وقتی

شبیه طرح جلدی هم نیستی!

پنجشنبه هفتم خرداد 1388 توسط قصدي |

آتش

باران را به من قرض بده

در این بعد از ظهرهای خشکیده

و صبح های ماسیده

سمت تمام انگشت ها که میشوم

چگونه با سری افراشته بگویم

من سوختن جنگل را نمی خواستم

و بدنامی صاعقه را

ملخ ها آفت ریشه ها بودند

و درخت، درخت نبود

و عشقه  

روي زمين مي رفت

باران را به من قرض بده

 

یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 توسط قصدي |

شب

 

تمام شب را به قامتم کشیدی

چه روزی دیدمت!

جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 توسط قصدي |