نشاني...
نه از باد
نه از برگهای زرد این گلدان
نه از غبار پراکنده در فضا...
از ستاره ها بپرس
نشان صندلهای نقره ای زنی
که با آهنگ رفته گامهایت
تا جهنم رقصید....
چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 توسط قصدي |
شب و روز
دیگر نه پرنده ها از پشت پنجره تو می آیند
و نه پست چی
بگذار نامه هایم زرد شوند
دیگر به رنگ به رنگی این درخت عادت کرده ام
و این سیمها
و شماره های یازده رقمی
که نه دستهایم را به تو می رسانند
نه چشمهایم را...
کدام روز سلامي است تازه
به شب خواب چشمهایت؟؟؟
یکشنبه نوزدهم خرداد 1387 توسط قصدي |
خنجري براي دل حوا...
گفت شعرهات اين روزها بي خود شده اند.......
نشد تا بهترين شعرها را براي خالق حواي زيبا بگويم.......
مرهم نمي گذاري
خنجر مي زني مدام
مدام
مدامم مست مي دارد نسيم جعد گيسويت...
........
چهارشنبه یکم خرداد 1387 توسط قصدي |
Design By Parstheme