|
غم زمانه خورم یا فراق یار کشم
به طاقتی که ندارم کدام بار کشم
ای دوست
چو می توان به صبوری کشید جور عدو
چرا صبور نباشم که جور یار کشم...
ای دوست
ای دوست
ای دوست
شیخ اجل
***
چشمی است مرا همه پر از صورت دوست
با دیده مرا خوش است چون دوست در اوست
از دیده و دوست فرق کردن نه نکوست
یا دوست به جای دیده یا دیده خود اوست...
حضرت مولانا
***
مرا می بینی و دردم زیادت می کنی دردم
تو را می بینم و میلم زیادت می شود هر دم
به سامانم نمی پرسی نمی دانم چه سر داری
به درمانم نمی کوشی نمی دانی مگر دردم
نه راه است این که بگذاری مرا بر راه و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم...
لسان الغیب |