تبليغاتX
لبخند سفید
لبخند سفید

لبخندهاي سفيد/انگار كسي شبيه خودم مرده است...


 

دست و دلم هنوز می لرزد

نشکسته ای نمانده

بر  تیزها، گوشه دارها، برنده ها راه می روم

بریده بریده

و نبض از پاهایم می زند...

یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387 توسط قصدي |

 

زنجیرها را بردارید

بر دارش هم

می رقصم...

شنبه بیست و هفتم مهر 1387 توسط قصدي |

هجا

 

دخترک کوچک میزهای چوبی

موهای بلند دوگوشی

دخترک ساده

دستهایت را که بالا می بری و کلمه ها را که بخش بخش میکنی

به خاطر نداری

دستهای ظریفت را تمام بهار هم که بالا ببری و تمام خزان پایین

به شتاب ثانیه ها

و سرانگشتان ظریفت را تاتمام نفس های زمین بکشی

هجای نامش را نمی شماری

بخشم کن

به شماره های آوای نامت

من آشنایم به الفبای تو

*پ.ن:

می خواستم دیگه آپ نکنم این پست افتخاریه....

یکشنبه چهاردهم مهر 1387 توسط قصدي |