تبليغاتX
لبخند سفید
لبخند سفید

لبخندهاي سفيد/انگار كسي شبيه خودم مرده است...


ده

ساعت ده

اينجا اهواز است

صداي زني كه نمي شنويد...

سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387 توسط قصدي |

مرگ

اي ناگهان كجا كي

مگذار تا ساعت موعود

 مشتاقترم

از لرزه هاي دست و پاي پيري فرتوت

 بر لحظه ي آخر

اي ناگهان كجا كي

امروز اينجا... به ديدارت ايستاده ام...

دوشنبه سیزدهم آبان 1387 توسط قصدي |

ماهی

تنها یکبار دیگر

من از سکوت ثانیه ها دلگیرم

باید قابی شیشه ای بسازم

خالی از نفسهای نکشیده

چه میدانست

آن فراموشی همیشه

باران هم امسال

خشکسالی صدای تو می شود

بر این بستر جان دادن

دهان باز و چشمهای تشنه تر از کام

دم و باله بر زمین می کوبد

فلسهای اندوه

پراکنده میان سنگریزه ها

تها یکبار دیگر 

حباب نامم از میان لبهای تو

نفسی می شود

ماهی بیچاره...

***

پ.ن:

صدیق جان تو رو خدا این آدرس وبلاگتو درست برام بذار.ایشالا که همه چی رو به بهبود میره. خدا همیشه هست گو نه دل باشو نه ایام...دیگران به چه کار؟؟؟

شنبه یازدهم آبان 1387 توسط قصدي |