|
خانه ام اتش گرفته است / آتشی پر دود
هر طرف می سوزد این آتش پرده ها و فرش ها تارشان با پود
از فراز بامهاشان شاد/ دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب
***
این فریاد شجریان همیشه منو میبره به اوجی که نمی دونم چیه. اوج اندوهی است که گاه دلم میخواد تمام هستیم را به واقع دربر بگیره.
من به هر سو می دوم گریان از این بیداد میکنم فریاد ای فریاد
کاش میشد آدم توی بعضی چیزها چنان غرق بشه که دیگه نجاتی نباشه براش
وایبر من .همچنان میسوزد این آتش آنچه دارم یادگار ودفتر ودیوان / وانچه دارد منظر و ایوان...
من به دستان پر از تاول
این طرف را میکنم خاموش
وزلهیب ان روم از هوش
و اینجا این تیکه که سبک خوندنش را عوض میکنه
زان دگر سو شعله برخیزد به گردش دود
تا سحرگاهان که میداند که بود من شود نابود...
سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد
میکنم فریاد
ای فریاد
ای فریاد
ای فریاد
***
|