تبليغاتX
لبخند سفید
لبخند سفید

لبخندهاي سفيد/انگار كسي شبيه خودم مرده است...


كارون

مطلب ديگه اي از من تو ضميمه روزنامه كارون پنج شنبه هفته قبل منتشر شد

احتمالا اين هفته هم يه مطلب ديگه منتشر ميشه

***

اين مطلب چاپ شده هفته قبل است:

اصفهان به زاينده رودش مي نازد و سي و سه پل و پل خواجو، تهران به كرج و جاجرودش، و مازندران و گيلان به ارس و سپيدرود و ماهي قزل آلا و سفيدش... كارون ما اما، بر پهناي گسترده خوزستان چنان سرافراز جاري است كه از كوههاي بلند بختياري كه مي آيد سدهاي بزرگ عباسپور و مسجدسليمان، كارون 3 و 4 مهارش مي كنند و چنان قدرتي دارد كه تامين برق اين استان حاره و ديگر استانها را يك تنه به عهده دارد. با اروند كه يكي مي شود تنها رودي است كه تحت تاثير جذر و مد درياست و كشتي مي تواند بيايد و برود و چنان كه تا پيش ازاين مي آمدند.كشتيهايccp رعنا.

كارون ما اما، مثل بسترش بزرگوار و مظلوم، مثل نخل هايش سرافراز و ساكت. در گذارش از اهواز تمام شهر را در مي نوردد و مي تواند تنها و بزرگترين بهانه زيبايي شهري شود كه با سبزي فراغتي ديرينه دارد. طي كيلومترها مسافت از شمال اهواز تا جنوبش تنها مسيري كوتاه از كناره اين رود زيبا را پرداخته اند و آنهم نه چندان كامل. اما دريغ ما بيش از اينهاست. شهري كه چنين رود بالنده اي دارد، هنوز فضاي سبز شهريش ده درصد استاندارد هم نيست. نه اينكه نشود، كه اگر نمي شد همين اندك ها هم دست نمي داد. از بالا كه به شهر نگاه مي كني، يا چشمهايت را كه تنگ ميكني، رنگ قالب شهر خاك است. حتي سبز درختها، سبز خاكي است. مي شد چشم اندازي زيباتر درست كرد. مي شد پل سفيد را كه نماد اهواز است و شناسه اش، بر سراسر كارون در شهر به زيبايي تكرار كرد. ميشد پارك ساحلي كيانپارس را كه قدم مي زني به اميدي كه نزديك كارون، نسيم گذرنده از رود به صورتت بنشيند و كمي طبيعت فراموش شده را حس كني،پيشتر برد و حاشيه رود را ازناملايمات طبيعي و البته انساني كه حاصل بي توجهي خود ماست، پاك كرد. مي شد اين رود جاري را لايروبي كرد تا بوي نامطبوع در گرما و شرجي مشام را نيازارد.

آخر كارون ما چه كم از زاينده رود دارد، ازسپيد رود و ارس؟ از جاجرود و كرج؟

باشد... كارون ما هم خدايي دارد...

 

سه شنبه یکم بهمن 1387 توسط قصدي |