|
مطلب خانه هنرمندان اهواز در شماره امروز روزنامه كارون اهواز
***
خانه هنر اهواز...شما با شنيدن اين نام چه تصور مي كنيد؟ شعبه انجمن خوشنويسان. مكان برگزاري جلسات شعرخواني و نقد شعر و داستان.
اسم هنر و هنرمند كه مي آيد همه ياد فضاهاي قديمي و زيبا، تاريك روشن و شمع و انار و سفال و خطوط نستعليق و شكسته و مي افتند ... نه خير لطفا بيش از اينها خيال پردازي نكنيد.
خيابان دو كيانپارس را از سمت شرق كه ميرويد تا انتها، حتما مواظب باشيد كه در تاريكي اين خيابان زمين نخوريد و اگر به سلامت رسيديد، آنهم غروب هاي زمستان و پاييز كه از ساعت 6 جلسات شروع ميشود، سمت چپ خود از چند تا پله بلند بالا برويد و وارد حياط شويد. نه خير اينجا مدرسه نيست. خانه هنر اهوازاست.از تابلوي آهني هم كه سر در اين خانه نصب است تعجب نكنيد، كه هيچ هنري در آن دخيل نيست. حتي زيبايي و بهايي كه پرداخت شده براي تابلوي سر در يك پيتزا فروشي...
حياط ساده... از در ورودي وارد شويد و در آن سالن انتظار تك ميزآهني قديمي منشي را نبينيد. بدون هيچ فضا سازي... اين خانه هنرمند پرور است بي هيچ امكاناتي. جوان هاي هنردوست و اهل مطالعه اين شهر به اميدي به اين خانه مي روند. تنها فضايي كه ميشود در آن حضور داشت و بحث هاي فرهنگي ادبي كرد. مي توانيد روي صندلي هاي چوبي دسته دار دور چين يكي از اتاقها بنشينيد و تا دلتان مي خواهد جريانهاي ادبي را زير و رو كنيد و اگرهم دهانتان خشك شد بهتر است يك بطري آب معدني با خود برده باشيد.يا سرمشقهاي خوشنويسي را پشت ميزهاي چوبي به هم متصل اتاق ديگر كه در آن واحد 4 يا 5 استاد تدريس ميكنند و مملو ازهنر جوست، بنويسيد.
و بهتر است اصلا روزي روزگاري گذارتان به پايتخت و پارك و خانه هنرمندان و خانه شاعران و حوزه هنري و انجمن خوشنويسانش نيفتد كه ببينيد اين محروميت هاي خوزستاني ها چه قلم هاي ريز و درشتي دارد و يادتان باشد احمد محمودها در همين فضاها باليده اند.بگذاريد تمام فضاهاي زيباي اهواز را پاساژهاي آنچناني و رستورانها و فست فودها اشغال كنند.
يادتان باشد كه هميشه محروميت سرمنشا خلاقيت است...!
|