تبليغاتX
لبخند سفید
لبخند سفید

لبخندهاي سفيد/انگار كسي شبيه خودم مرده است...


پرواز

در قفس باز می ماند،

مرغ عشقت می رود.

غمگین نباش!

جای مرغ و عشق در قفس نیست!

پرواز کن،

در آسمان زیباتر برای تو می خواند...

یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 توسط قصدي |

خواب

فصل ها عوض می شوند

میدان را که دور می زنی,

روی خط کشی خیابان

سرت را که برمی گردانی

روز جایش را به شب می دهد,

حالا هر بار که پلک می زنی و غنچه ای تازه می شکفد بماند,

و بماند که با هر بازدمت برگهای پاییزی می افتد 

و با هر دم 

ابرها هم بیکار نمی نشینند.

کمی بخواب عزیزم!

زمین هم گاهی به استراحت نیاز دارد...

دوشنبه نهم آذر 1388 توسط قصدي |

با احترام

ردیف اول کتابخانه

نخوانده می مانند.

گاهی برای تنهایی کتاب های نفیس گریه می کنم.

یکشنبه هفدهم آبان 1388 توسط قصدي |

همین دیروز

گمانم همین دیروز بود

خدا زمین را آفرید 

وگرنه من صبح به این جوانی بیدار نمی شدم

و فکر نمی کردم 

اولین روز دنیا

به پلک های بسته تو 

چه باید چگونه  گفت,

و گمانم همین امروز صبح بود

که خدا سلام را آفرید

و نسیم را,

و گمانم تا تو بیدار شوی

خدا خلقت را تمام کند

تا من دست خالی

سراغت نیایم..

جمعه هفدهم مهر 1388 توسط قصدي |

یک کوتاه

تو تنها بايد بنشيني و شعر بخواني

بلندترين شعرها را

تا من يك دل سير نگاهت كنم

و بازهم فكر كنم

چقدر شاعران جهان كم حرفند

چهارشنبه یکم مهر 1388 توسط قصدي |