بين بودن و نبودن ، بودن تو ناگزيره
اينه كه بي تو نمي شه، حتي فردا خيلي ديره
وعده امروز و فردا، به دلم كه بي تو هيچه
يه تردده تو برزخ، كه بمونه يا بميره
با تو دنياي خيالم رنگ و بوي ديگه داره
نذار اين خيال خوبو، كسي از من پس بگيره
بي تو معنايي نداره پر زدن واسه دل من
وقتي تو دست تو آزاد، بي تو، تو دنيا اسيره
توي دست مهربونت وقتي آسمونو داري
نمي شه دلم بشينه توي دستات پر نگيره
وقتي اسم تو نباشه، حرف تازه اي ندارم
جون مي گيره روي لبهام واژه هاي سرد و تيره
اينه كه بي تو نبايد، اينه كه بي تو نمي شه
اينه كه بين من و تو ، بودن تو ناگزيره....