RSS
*زن
بيابان
خاك
تن
تنهايي و چشمه درون سينه اش
جوشنده
پنهان
منتظر
مشتاق
*
مرد عاشق پرشتاب
رسم چشمه مهرباني بود
اما حيف
رهگذر تنها بيابان را لگد كرد و گذشت...
پ ن:
چه فمنيستي شدم من!!!!!!!۱